با  پ

 

سگ که

مرا بسته است سنگهاي
شکسته سگ مرا شکسته است سگهاي اوليس مرا شکسته اند
له شده پستان مار روي
پيش از تو بنشينم يا پيش تو
له کن مرا روي سنگهاي سرد سبز نه       

سبز، همين سبز مايل به آب پشت گوش سياوش

و فاعل جمله اسبيدنِ سنگ است

سخت مي شود اين ابر دوباره سبز مي شود پيش روي تو          روز پيش از تو بودن همين فرداست
دو جمله مانده به اسب و ابر مي شکند روي تيغ فرهاد
پيچيده ام از گُل پيچيده ام از بوي تو در گُل که غُل مي زند در طشت
روز پيش از تو بودن همين ديروز هست خواهد بود؟
سيب مي شود اين شکل در کنار سنگ يا که گُل گُل از سبز
اسب شيهه مي کشد از کنار شيئي و تمام است
شيئيدن اسب يا اسبيدن شکل  و شکل مي افتد بي سر از روي ديوار
روز پيش از تو بودن همين ديروز خواهد بود
دو اسب مانده به تاريکي
و
سگهاي اوليس مرا شکسته است

ژوئن 2000

از مجموعه منتشر شده دژیایی ریا