عطر خورش

ساقي قهرمان

عطر خورش از آشپزخانه سال کهنه مي آيد
عطر سبزي قل قل جوشيده در چربي قرمه وانشسته در سرخي
دانه هاي لوبيا
چرا اين سيگار را خاموش نميکني

روي کف چرب دود زده مطبخ
جامه بر زمين بريز
انگشت شست پا را و بعد
تا زانو
دستها ضربدر روي دو پستان
بنشين ميان ديگ
بنشين
سر خم کن روي شانه
سر بچرخان ميان بخار عطر داغ
سر زير آب کن
خمار داغي ديگي
غلغل کنار تاولها

سرانگشت هاي ترک خورده دايه دست زير قامتت که ميبرد
بر ميدارد روي ديس پلو که ميگذارد
مو افشان به هم چسبيده
خوابيده تا کناره قاب
زانو خميده
جلاي چرب سبز از روي زانو نه از روي زانو غلتيده روي دانه هاي برفي برنج
تاول زده نزده باز ميشود پنجه
جمع ميشوي دور لقمه اي که از کناره کمر به لب ميبري
انگشت ها را با نوک زبان يادت نمي آيد
مي آيد اين دندانه چنگال اين سر قاشق اين دندانه چنگال اين سر
قاشق کنار سينه مي آيد
چرا سيگاري روشن نميکنم اين دندان چنگال اين سر قاشق
اين کجاي سر
بخواب