وارياسيون
يک
براي
مريم
گذار من اما از آينده مي گسلد و آينده مي آيد از آ نه از ما
صداهاي جهان صدا مي زنند مرا از تو
از تو نه از تو از تو نه از تو
و
اين را هم عجب تنها افتاد اين جا
اما
جا مي آيد حالا و در بستر راجا مي غلتند با هم
و
قهقاه مي خندند و مرا
هم به خنده مي
اندازند
هم ياد سوم
برادران سوشيانت
چون
را را اگر بگيرند حتي من هم نمي ماند
ولي
گاه هنگامي که تو آرام مي گستري روي زبان
حروف
ناساز عربي هم شكنجه ام نمي دهند
من نه منِ آن مرا از يك نگاه تمام مي شوم
به
روي خود چتري از خود مي كشيم بي تو
بي
تو؟ با که گفتم؟
و
گاه چشمه را مي بينم که از درخت مي آيد پائين و
مرا خوب نگاه مي کند
و
من فکر مي کنم با خودم که خورشيد پس کجاست؟
و ماه بلند نشانم مي دهد مي بينم روبروي معلمي عبوس ايستاده ام
چوب
بلندش بر سرم
م
ي
ش
ک
ن
د
و
مرا به دو نيم مي کند
يک نيمم را
نيم ديگرم نه حتي من
حروف
ناساز عربي هم شكنجه ام نمي دادند
گذار
من از آينده گسسته بود
صداهاي
جوان صدايم مي زدند از تو
از تو نه
از تو
سرود
خام ماه
آرام
ميگسترد روي جهان
به
روي خود چتري از تو ميکشيم
بي
تو
حالا
مرا صدا کن و من دوباره از تو مي رويم روي تو بي
را
نوامبر
2006
وارياسيون
صفر
گذار من از آينده مي گسلد
صداهاي جوان صدايم مي زنند از تو
از تو نه از تو
حتي
حروف ناساز عربي هم شكنجه ام نمي دهند
چه آرام مي گستري روي زبان
حالا از يك نگاه تمام مي شوم
به
روي خود چتري از خود مي كشم بي تو
از درخت نام ترا خواهم پرسيد
دريا را که ببينم
خورشيد کجاست؟
انگشت بلند ماه نشانم خواهد داد
حروف
ناساز عربي هم شكنجه ام نمي دادند
گذار
من از گذشته گسسته بود
صداهاي
جوان صدايم مي زدند از تو
سرود
خام ماه
آرام
ميگسترد روي جهان
به
روي خود چتري از تو ميکشم
بي
تو
مرا
صدا کن و من از تو مي رويم بي را
دسامبر
1995